الشيخ المنتظري

307

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« لاهية عن رشدها » دلهايتان بازيگوش است و از رشد و تكامل بازايستاده است . « لاهية » به معناى بازيگوشى است و چون با « عن » متعدّى شده به معناى اعراض و روگردان شدن از رشد و ترقى و تكامل است . « سالكة فى غير مضمارها » طىّ كننده غير راه آن ميدانى است كه بايد طىّ كنند . « مضمار » از همان « تضمير » است كه قبلا گفتيم براى لاغر و استوار كردن اسب است تا چابك شود و هنگام مسابقه بتواند گوى سبقت را ببرد . مىفرمايند : اين قلوب بر اثر غفلت در غير راه به چابكى قدم برمى دارند . پل صراط و پرتگاههاى آن « كَأَنَّ الْمَعْنِىَّ سِوَاهَا ، وَكَأَنَّ الرُّشْدَ فِي اِحْرَازِ دُنْيَاهَا ! وَاعْلَمُوا اَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَمَزَالِقِ دَحْضِهِ ، وَاَهَاوِيلِ زَلَلِهِ ، وَتَارَاتِ اَهْوَالِهِ » ( گويا تكاليف الهى به غير آنها متوجّه است ، و گويا تكامل آنان در گرد آوردن متاع دنياست ! بدانيد كه عبور شما بر پل صراط و لغزشگاههاى هولناك و ترسهاى پياپى آن مىباشد . ) « المعنىّ » از مادّه « عَنَى » به معناى مقصود است . « و كأنّ المعنىّ سواها » يعنى و گويا مقصود انبياء و اولياء از آن همه فرمايشات هدايت غير از اين قلبها بوده است ، « و كأنّ الرّشد فى احراز دنياها » و مثل اين كه رشد و تكامل اينان در به دست آوردن دنياست . « رشد » به معناى ترقى و تكامل است ، « احراز » به معناى تحصيل و به دست آوردن است ، « احراز دنيا » به معناى تحصيل دنياست . اين قلبها خيال كرده اند مقصود از آن همه تبليغات و ارشادات و هدايتها ، تبليغ و ارشاد غير آن قلبهاست ، و خيال كرده اند كه رشد و تكامل در به دست آوردن مال دنياست . همين توهّم و انديشه اى كه اكثر مردم ما دارند ; خيال مىكنند هرچه ثروت بيشتر داشته باشند سعادتمندتر هستند ، در حالى كه سعادت انسان به تقوى است و